یادش بخیر بچه که بودم از آمپول میترسیدم مخصوصا از پینی سیلین.همیشه وقتی اولش آمپول تست را میزدند خدا خدا میکردم که تستش یه جوری بشه که بیخیال آمپول بزرگه بشن.وقتی بزرگتر شدم هنوز از آمپول میترسیدم اما چون میگفتند اگه بزنم زودتر خوب میشم یه جورایی دیگه مزاحم خدا نمیشدم و خودم را آماده میکردم برای آمپول بزرگه.حالا که بزرگتر از دیروز شدم هنوز هم جریان آمپول را توی زندگی دارم.اولش میان یه دفعه دست میزارن روی گردن بنزین،به قول نامجو یک شب از خواب پا میشی میبینی رفتی به…میبینی بنزین میشه سهمیه ای هیچکسی هم نمیگه مگه ما خودمون نفت نمیدیم به کشورهای دیگه!!!تازه اونقدر دست و دل بازیم که نفت خام میدیم،والا بیخودی نیست که میگن طلای سیاه،مفت میدیم بعد فراورده هاش را چند برابر میخریم…حتما خودمون نمیتونیم تبدیلش کنیم یعنی نه که نتونیم اما خوب انرژی اتمی بهتره پس نمیریم سراغ تبدیل به فراورده های با ارزش نفتی همون نفت خام میدیم…حالا همین سهمیه ای کردن بنزین میشه تست اون آمپول بزرگه ،همون جا باید دعا دعا میکردیم که یه جوری بشه که بیخیال اون آمپول بزرگه بشن،اما ای دل غافل….خلاصه اونجا بیخیال شدیم و حالا اون آمپول بزرگه را دارن آماده میکن حذف یارانه ها، به همراه چندتا تقویتی که کل چرک و کثافت را یه دفعه با هم بخشکونه اما چه چرکی ،ببخشید اما انگار امروزه نه تنها همه ادبیات دیپلوماسی و لاماسی و غیره و غیره عوض شده بلکه ملت ضعیف و متوسط شدن همون چرک ….خوب هم ولایتی ایراد هم نداره میخوایم ذره ذره بمیریم یه دفعه میمیریم و خلاااااااااص
اندر حکایت آمپول بزرگه و حذف یارانه ها و خلااااااص
3 11 2009دیدگاهها : بیان دیدگاه »
دسته : خودمونی, سردرد
گلچهره مپرس
2 11 2009گلچهره مپرس آن نغمه سرا از تو چرا جدا شد
گلچهره مپرس پروانهء تو بی تو کجا رها شد
مپرس
مپرس
مرنجان دلــت را
رها کن غمت را رها کن
مخور غم مخور غم نـــگارا
گلچهره مپرس آن نغمه سرا از تو چرا جدا شد…
مپرس
مپرس
دیدگاهها : 1 دیدگاه »
دسته : خودمونی
با نصب 400 دوربین در تهران شهر در امن و امان است!!!!
5 10 2009سرتیپ احمد رادان در مقام جانشین فرماندهی نیروی انتظامی یکشنبه در نشست خبری ، خبر از نصب 400 دوربین در تهران داد و وی 40 نقطه را هم نام برد و افزود دوربین ها در مناطق جرم خیز تهران نصب شده و می شوند وی گفت ما به دنبال اين هستيم تا بتوانيم احساس امنيتی که نيازمند است را با حضور غيرفيزيکی پليس ايجاد کنيم.همچنین وی خبر از ادامه طرح امنیت اجتماعی و برخرد با بدحجابان و اراذل و اوباش داد که البته این مورد را برحسب نیازهر استان اجرا خواهند کرد.
در گوشی: اول اسم رادان که بیاد یاد خیلی چیزها می افتم بعد وقتی اسم دوربین مداربسته بیاد اول یاد دانشگاه ها می افتم با منطقه جرم خیز یاد کل تهران می افتم پلیس غیرفیزیکی هم میگم فضای امنیتی بعد هم که وقتی اسم طرح امنیت اجتماعی میاد یاد انتخابات می افتم و کهریزک و وقتی که اراذل و اوباش بیاد یادم می افته که وای وای وای ….کروبی…..کهریزک…..شکنجه….جنسیت – آزار…..شرع…..
در انتها آقای رادان داد بزن شهر در امن و امان است،آسوده بخوابید….
راستی دوربین هاتون به رنگ سبز حساس نیست؟کور رنگی نداشته باشن چون احتمالا چینی یا روسی باید باشن.شب کوری چی
دیدگاهها : بیان دیدگاه »
برچسبها: نصب دوربین های امنیتی در ایران
دسته : خبر, خودمونی, سردرد
من و میثم و یک خط قرمز به اسم مرز
4 10 2009از روزی که معکوس شروع شد و روزها تبدیل به ساعتها شد و ساعت ها تبدیل به لحظه شد با خودم کلنجار می رفتم.دوست نداشتم در مورد حس هایی که داشتم در مورد رفتن میثم چیزی بنویسم اما دیشب وقتی زنگ زد و گفت لحظه عبور از مرزه تا صبح فکر کردم…این وبلاگ برام شده دفترچه خاطرات پس می نویسم.حالا که از مرز هم گذشتی و دیگه نگران نیستم که شاید خاطرت رنجیده بشه و دلت بلرزه می نویسم.میثم خیلی دوست داشتم یه لحظه بشینم کنارت بدون اینکه کس دیگه ای باشه و با هم حرف بزنیم خیلی دوست داشتم که توی بغل هم گریه کنیم….شاید مسخره باشه برای بقیه اما تو خوب منو میشناسی .میثم با اینکه میدونم خیلی زود همدیگه را می بینیم و این خیلی کم شاید فقط به اندازه سه ماه باشه اما دلم برات تنگه.شب آخر یادت هست توی شرکت داشتی شعرهای منو میخوندی فقط گوش دادم و سعی کردم صدات را خوب توی خاطرم جاسازی کنم که توی این سه ماه باهاش زندگی کنم.میثم دارم به لحظه لحظه قدم زدنامون توی پارک داشنجو و شقایق فکر میکنم.میثم باورت نمیشه الان که ساعت 11.28 شده دوبار میسکال ازت داشتم اصلا عجیب نیست که همیشه میگفتیم “دل به دل کانال کشیه”میثم دل تنگم.کاش بتونم باهات تماس بگیرم .سعی خودمو میکنم امیدوارم خط بده
12/مهرماه/1388
دیدگاهها : 2 نظرات »
برچسبها: من و میثم
دسته : خودمونی
27 09 2009
هی همش توی ذهنم میاد….وقتی کسی که دوست داری،قبول داری میگه این رفتارهای از مال ما مردم ایران نیست خوب اعصابم خط خطی میشه وقتی میخواد بگه حق طلبی این مردم وارداتیه،اعتراض به ظلم وارداتیه و بوی گلخونه های مخملی میده اعصابم خورد میشه به خدایی که این روزا…..
دوست داشتم میدیمش و میگفتم مگه یادتون رفته همون سال های 57 که ما ندیدیم اما وقتی بچه بودیم هی کوبوندید توی مخمون و وقتی بزرگتر شدیم مدال هاش را از توی گنجه ها در میوردید و برقش مینداختید هم از همین رفتارها بود …حالا شما دیروز گل دادید دست ارتشی ها اما بخدا خودتون گفتید که اون ها هم گل هاتون را گرفتند حالا امروز اگه ما گل بدیم دست خودتون دستمون را قلم میکنید و میگید وارداتیه . ایرادی نداره دست اگه قلم بشه اونوقت میتونیم روی کاغذ بنویسیم….
دیدگاهها : بیان دیدگاه »
برچسبها: د ا د گ ا ه
دسته : خبر, سردرد
ایران کهن
10 09 2009این روزها که خیلی ها مثل من دلشون گرفته وقتی میبینیم که اطرافمون هنوز خالی نشده و شهر خالی نشده خیلی امیدوار میشیم.استاد شهرام ناظری یکی از ترانه های فریدون مشیری دوست داشتنی را به زیبایی خوانده است.اسم این ترانه ایران کهن است که با هم در زیر می خوانیم
اى خشمِ به جان تاخته ، توفانِ شرر شو
اى بغضِ گل انداخته ، فریادِ خطر شو
اى روىِ برافروخته, خود پرچمِ ره باش
اى مشتِ برافراخته , افراخته تر شو
اى حافظِ جانِ وطن ، از خانه برون آى
از خانه برون چیست که از خویش به در شو
گر شعله فرو ریزد ، بشتاب و میندیش
ور تیغ فرو بارد ، اى سینه سپر شو
خاکِ پدران است که دستِ دگران است
هان اى پسرم ، خانه نگهدارِ پدر شو
دیوارِ مصیبت کده ىِ حوصله بشکن
شرم آیدم از این همه صبرِ تو ، ظفر شو
تا خود جگرِ روبهکان را بدرانى
چون شیر درین بیشه سراپاى ، جگر شو
مسپار وطن را به قضا و قدر اى دوست
خود بر سرِ آن ، تن به قضا داده ، قدر شو
فریاد به فریاد بیفزاى، که وقت است
در یک نفسِ تازه اثرهاست ، اثر شو
ایرانىِ آزاده! جهان چشم به راه است
ایران ِکهن در خطر افتاده، خبر شو
مشتى خس و خارند، به یک شعله بسوزان
بر ظلمتِ این شامِ سیه فام، سحر شو
دیدگاهها : 1 دیدگاه »
برچسبها: شهرام ناظری
دسته : خبرهای فرهنگی
تفنگت را زمین بگذار-آخرین تصنیف استاد شجریان
9 09 2009
تفنگت را زمین بگذار
که من بیزارم از دیدار این خونبار ناهنجار
تفنگ دست تو یعنی زبان اتش و آهن
من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان کن
ندارم جز زبان دل ، دلی لبریز مهر تو
تو ای با دوستی دشمن
زبان آتش و آهن
زبان خشم و خونریزی ست
زبان قهر چنگیزی ست
بیا ، بنشین ، بگو ، بشنو ، سخن ، شاید
فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید
برادر گرکه می خوانی مرا ، بنشین برادروار
تفنگت را زمین بگذار
تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو
این دیو انسان کش برون آید
تو از آیین انسانی چه می دانی؟
اگر جان را خدا داده ست
چرا باید تو بستانی؟
چرا باید که با یک لحظه ، غفلت ، این برادر را
به خاک و خون بغلتانی؟
گرفتم در همه احوال حق گویی و حق جویی
و حق با توست
ولی حق را – برادر جان – به زور این زبان نافهم آتشبار
نباید جست
اگر این بار شد وجدان خواب آلوده ات بیدار
تفنگت را زمین بگذار
کاش به حرف استاد شجریان گوش میکردند اما افسوس که گوشی ندارند
دیدگاهها : بیان دیدگاه »
برچسبها: استاد شجریان
دسته : خبرهای فرهنگی, سردرد
امنيت ملي و مصالح عمومي كشور
18 08 2009دور از ذهن نبود که از انتشار اعتماد ملی که بحق قابل اعتماد هم بود ، با عناوین مختلف جلوگیری شود.ای کاش عنوان می شد “می بندیم ، تخته میکنیم چون دلمون میخواد،چون قدرت داریم”اما وقتی نامه بازپرس شعبه سيزده دادسراي كاركنان دولت را به معاونت مطبوعات داخلي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي میخوانم پیش خودم میگم ای کاش یکبار برای همیشه قدرت داران برای همه، امنيت ملي و مصالح عمومي كشور را تفسیر میکردند.
“بازپرس شعبه سيزده دادسراي كاركنان دولت در نامهاي خطاب به معاونت مطبوعات داخلي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي اعلام كرد: احتراما با توجه به اينكه روزنامه اعتماد ملي به مدير مسئولي آقاي جواد حقشناس بر اساس شكايات متعدد خصوصي و عمومي تحت تعقيب بوده و عليرغم كثرت شكايت و موارد اتهامي و تذاكرات دادسرا و احضارهاي مكرر كماكان به انتشار مطالب خلاف قانون و مجرمانه اصرار ورزيده است به نحوي كه در شمارههاي اخير به چاپ مطالبي پرداخته كه برخلاف امنيت ملي و مصالح عمومي كشور است لذا در راستاي پيشگيري از وقوع جرايم مذكور مستندا به بند 5 اصل 156 قانون اساسي و تبصره 2 ماده 6 قانون مطبوعات بلحاظ اصرار آن نشريه بر انتشار مطالب مجرمانه دستور فرمائيد تا اطلاع ثانوي از انتشار نشريه فوق ممانعت به عمل آمده و نتيجه به اين شعبه اعلام شود. “(خبر از اایسنا)
دیدگاهها : 1 دیدگاه »
برچسبها: توقیف اعتماد ملی
دسته : خبر, سردرد
تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها
17 08 2009خوبه یه مقدار از ریاضیاتی که توی دانشگاه بهمون یاد دادن را یادم هست که این معادله یک مجهولی را حلش کنم.سایت هایی مثل رجانیوز گفته اند علی لاریجانی بعدازظهر روز انتخابات تلفنی به میرحسینمون مقام ریاست جمهوری را تبریک گفته خوب حالا همین آقا بعدا میاد میگه تقلب بی تقلب.این یعنی چی ؟ یه ضرب المثل میگه تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها.بله معادله حل شد و پرتقال فروش هم پیدا.
دیدگاهها : بیان دیدگاه »
برچسبها: انتخابات
دسته : سردرد
بازهم اعتماد ملی
17 08 2009سایت تابناک با انتشار خبری با عنوان”توضیحات مرتضوی درباره عدم انتشار اعتماد ملی” عنوان کرد که “دادستان تهران همچنین درباره توقیف روزنامه اعتماد ملی با تکذیب این خبر به مهر گفت: علت عدم توزیع این روزنامه در روز دوشنبه وجود مشکلات چاپخانه بوده و این روزنامه توقیف نشده است.”این در حالی است که چندین سایت از توقیف روزنامه اعتماد ملی بدلیل چاپ بیانیه آقای کروبی در پاسخ به مطالب مطرح شده در چند روز اخیر توقیف شده است.
در گوشی: آقا ایراد نداره امیدواریم یه روزهم روزنامه های خودتون چاپخونه هاشون ایراد پیدا کنه و چاپ نشه…چه ایراد داره یه روز هم برای شما جمعه
دیدگاهها : بیان دیدگاه »
برچسبها: توقیف اعتماد ملی
دسته : خبر, خودمونی, سردرد
