قسمت پایانی مکاتیب ، اصطلاحات و واژه های فلسفی و سیاسی در زیر می آورم.امیدوارم که این سلسله مطالب کمکی کرده باشد تا سطح دانش و اطلاعات خود را بالا ببریم. تمام تلاش خود را کردم تا کمترین غلط املائی و دستوری را داشته باشد امیدوارم که ایرادات کار را بر بنده ببخشید و نظرات خود را دریغ نکنید.
با کمال تشکر علیرضا احمدی پناه 1/تیرماه / 1388
متروپل Metropol – کشورهايي که داراي مستعمرات هستند.
موبوکراسي Mobocracy – حکومت رجاله ها و مردم عوام که غالبا در خلال بحرانها و شورشها بشکل موقتي تشکيل ميشود.
مرکانتاليسم Mercantalisme – نام فرضيه اي است که ميگويد يک مکتب تنها بوسيله اي ميتواند از لحاظ اقتصادي قوي شود که صادراتش قوي شود که صادراتش بر وارداتش فزني داشته باشد.
منشويسم Menshevisme – نام حزبي است که در ابتداي انقلاب بلشويکي روسيه از حزب سوسياليست انشعاب يافت و عبار بود از مرامي که تبعيت از سوساليسم معتدل ميکرد.
مونارشي Monarchie – حکومت پادشاهي ، سلطنتي و عبارت از اداره حکومت و امور دولت بدست يک فرد زمامدار در قالب موروثي.
ميليتاريسم Militarisme – عبارت است از اعتقاد به اينکه جنگ و آماده باش مهمترين وظيفه ذاتي يک ملت و عالي ترين شکل خدمات توده است.
ناسيونال National – ملي ، قومي.
ناسيوناليسم Nationalisme – مکتب مليت ، ملت پرستي ، قوم پرستي ، اعتقا به برتري يک ملت و تفوق آن نسبت به ملل ديگر ، و وفاداري مطلق گروه تبعه به ملت خود و عقيده به برتري معتقدات و ارزشهاي آن ملت به ساير ملل.
نئومارکسيسم Neo Marxisme – منسوب به ژرژسارل است به نحو افراطي بر ضد صلح ميباشد و متکي به اصل تحريک پسيکولوژي انقلاب. بدين دليل که طغيان ، جنگ و شدت عمل علائم نيکي هستند در تقلاي وجود سالم.
ويگيسم Whiggisme – عنوان شايع حزب آزاديخواه انگليس که تا اواسط قرن 19 بدين نام خوانده مي شد.
هيومنسيم Humanisme – نام نوعي از فرهنگ است که ناشي از تعليمات کلاسيک و قديم باشد.
يوتيليتاريانيسم Utilitarianisme – فلسفه سياسي است که در قرن 19 بوسيله گروهي از ليبرال هاي انگليس پرورده شده و آنرا ميتوان ((انتاعي فلسفه)) يا ((سودجويي)) ناميد. اين فلسفه تمام نيکي ها را در ترازوي مفيد بودن مي سنجد.
يوتوپيانيسم – اصطلاحي است بسيار شايع در علوم سياسي و آن عبارت است از يک جامعه ايده آلي و کمال مطلوب ، يا دولتي است بي عيب.
